ای به قربان تو سادگی مقدس!
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  

وقتی مسیح رو بعد از به صلیب کشیدن دارند آتش می زنند، پیرزنی چوب خشکی رو با هزار مکافات حمل می کنه و در تل اتش می اندازه که در سوختن مسیح نقشی داشته باشه، مسیح از دیدن تن فرتوت و ضعف و تلاش پیرزن، اشک از چشماش جاری می شه و می گه ای به قربان تو سادگی مقدس!

در هنگامه بر دار کشیدن حلاج، هر کسی سنگی می انداخت، شبلی گلی در انداخت. حلاج آهی کرد. گفتند آخر این همه سنگ انداختند هیچ نگفتی از این گل آه کنی؟ گفت: آنها نمی دانند معذورند. از او سختم می آید که داند و نمی باید انداخت.

 

 



 
آدمی توسط خودش آباد یا ویران می شود
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  

آدمی توسط  خودش آباد یا ویران می شود

در زراد خانه اندیشه ، خود را نابود می کند

همچنین ابزار بنای قصرهای بهشتین

شادمانی و آرامش را برای خویش می سازد

با انتخاب درست و کاربرد راستین اندیشه: ادمی به

کمال الهی صعود میکند

با سوئ  استفاده و کاربرد نادرست اندیشه به پایین تر از مرتبه جانور سقوط می کند

میان این دو نهایت ، درجات منشی ، بیشمارند

و آدمی سازند ه و ارباب آنهاست

" جیمز آلن "



 
دعای مادر
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳  



 
15 اردیبهشت ماه .......
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  

 

 ordibehast is my birthday

i borned  and i am lifing  and i growing

thanks a god

thanks alot for my mother and my father

 نمیتوان برگشت و آغاز خوبی داشت

اما میتوان شروع کرد و پایان خوبی داشت



 
تقدیر
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸  
مسافری خسته که از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری اسـتراحت کند غافـل از این که آن درخت جـادویی بود ، درختی که می توانست آن چه که بر دلش می گذرد برآورده سازد...!
وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فکر کرد که چه خوب می شد اگـر تخت خواب نـرمی در آن جا بود و او می تـوانست قـدری روی آن بیارامد. فـوراً تختی که آرزویـش را کرده بود در کنـارش پدیـدار شـد !!!
مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. کاش غذای لذیـذی داشتم...
ناگهان میـزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیـر در برابرش آشـکار شد. پس مـرد با خوشحالی خورد و نوشید...
بعـد از سیر شدن ، کمی سـرش گیج رفت و پلـک هایش به خاطـر خستگی و غذایی که خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رهـا کرد و در حالـی که به اتفـاق های شـگفت انگیـز آن روز عجیب فکـر می کرد با خودش گفت : قدری می خوابم. ولی اگر یک ببر گرسنه از این جا بگـذرد چه؟
و ناگهان ببـری ظاهـر شـد و او را درید...
هر یک از ما در درون خود درختی جادویی داریم که منتظر سفارش هایی از جانب ماست.
ولی باید حواسـمان باشد ، چون این درخت افکار منفی ، ترس ها ، و نگرانی ها را نیز تحقق می بخشد.
بنابر این مراقب آن چه که به آن می اندیشید باشید...
سخن روز : مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است
                                                                                                                                                                                                                      جان اولیورهاینر
 


 
 
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠  

سعی کن یک مشت آب را در دست بفشاری. خواهی دید که بسرعت

 

 

ناپدید می شود. اما اگر به آرامی دست ات را در همان آب رها کنی می

 

بینی که با تمام وجود آب را حس می کنی...!



 
پنج حسرت مشترک ادمها وقتی...
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠  

ک پرستار استرالیایی بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ رو جمع کرده و

 

 

پنج حسرت رو که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشرکرده

 

 

اولین حسرت: کاش جرات‌اش رو داشتم اون جوری زندگی می‌کردم که می‌خواستم٬ نه

 

 

اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن

 

 

حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمی‌کردم

حسرت سوم: کاش شجاعت‌اش رو داشتم که احساسات‌ام رو به صدای بلند بگم

 

 

حسرت چهارم: کاش رابطه‌هام رو با دوستام حفظ می‌کردم*


*
حسرت پنجم: کاش شادتر می‌بودم*

T



 
happy norooz
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۳  

نوروز یادآور ایمان ما  به اوست که به اراده‌اش می‌زییم و پربار می‌شویم.

 دست‌های مهر و سازندگی

را به یکدیگر گره می‌زنیم تاهرگز از خاطر نبریم زندگی هست، مهر هست ،

 بهار هست

و زمستانی دیگرهم در راه است  !  لحظات بودن را پاس می‌داریم ،

که این موهبتی الهی‌ست .



 
1/1/86
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠  

پدرم ، خوب می دانی که همیشه تکیه گاهم بودی و در سایه ات با افتخار به آسمان نگاه می کردم . و طنین صدای دلنشینت تا ابد در گوشم زنگ می زند...

نوروز 86 اولین روز بهار- یک یک فروردین- جای خالی نفست ونگاهت........

روحت شاد.



 
ما هر یک یگانه ایم
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٦  

حرمت اعتبـــــــــار خــــود را
هـــرگز در میــــــــدان مقایســــــه ی خویش با دیگران مشکن
کـــــــه مـــــــا هر یک یگانــــــــه ایم
موجــــــــودی بی نظیر و بـــــــی تشابه

و آرمانهـــــــــای خویش را
به مقیــــــــــاس معیارهـــــــــای دیگران بنیـــــــــاد مکن
تنها تـــــو می دانــــــــــــی کـــــــــه "بهتریــــــــــــن" در زندگانیت
چگونه معنـــــــــــــــــــا می شو

مولانا  "یا چنان بنما که می باشی یا چنان باش که می نمایی"



 
 
 
دریافت همین آهنگ