تفویض

افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

 

خدایاکارم رابه توواگذارمی کنم خودت هرچه که مصلحت میدانی همان کن.
 
/ 2 نظر / 5 بازدید
PS

سلام گل خانوم[گل] از خوندنتون بی اندازه مسرورم و سپاسگزار از این فرصت دل نشین[گل][گل][گل] کلامتون دوست داشتنی و به یاد ماندنی ست[گل] از حضور معطرتون و نظر لطف شما هم ممنونم مهربان[گل] روزتون قشنگ[گل]

?

میان شُكر و ناشكری جدال بی امان برپا بود. من مغموم و مشوش، آنها را نظاره گر بودم. ناشكری به سوی من هجوم آورد و گفت: « پیروز این میدان من هستم. چرا كه روزگار در حق تو جفا كرده است، حال آنكه تو همیشه تلاش می كردی و مهربان بودی. سهم تو از این دنیا چیست؟» تلخی كلامش كه پر از ناامیدی و سیاهی بود بر روحم نشست، ولی ناگهان شكر، ناشكری را كنار زد و به من نزدیك شد و گفت: «اگر مرا باور كنی و همراهم شوی با همین دستهای خالی، روح بیقرار تو را چنان به اوج می برم كه حتی فرشته ها چنین معراجی را تجربه نكرده باشند! سپس این تجربه چنان جانت را شیرین خواهد كرد كه تلخی تمام ناكامیها و مصیبتها را از یاد خواهی برد». كلامش به قلب شكسته و مجروحم چنان روشنایی داد كه دیگر اثری از سیاهی غم باقی نماند