/ 2 نظر / 11 بازدید
فاطمه

ووی چقد نازه پسرت.... اگه نزدیک بودم حتما گازش میگرفتم.... وبلاگت بسیار خواندنیه و بهم ارامش داد...ممنونم ازینکه مینویسی

?

راست نتوانم گفتن. که من راستی آغاز کردم، مرا بیرون کردند. اگر تمام راست کنمی، به یکبار همه شهر مرا بیرون کردندی. چون به سوی کعبه نماز می‌باید کرد، فرض کن آفاق عالم جمله جمع شدند گرد کعبه حلقه کردند و سجود کردند. چون کعبه را از میان حلقه بگیری، نه سجود هر یکی سوی همدگر باشد؟ دل خود را سجود کرده‌اند.