نقش سنگ

 

مردی در کوهستان زندگی می کرد و تخته سنگی داشت که در دوران قدیم استادی چیره دست نقشی بر آن حکاکی کرده بود ، اما مرد آن را مقابل در بر زمین انداخته و توجهی به آن نداشت .

روزی یکی از اهالی شهر که مرد هوشمند و زیرکی بود گذرش به آنجا افتاد و با دیدن سنگ درخواست خرید آن را از مرد کوه نشین کرد ؛ مرد گفت مگر این سنگ چه ارزشی دارد مگر خریداری برای آن پیدا می شود .

مرد شهری در ازای پرداخت یک سکه نقره آن را از مرد کوه نشین خریداری کرد و با خود به شهر برد و مرد کوه نشین راضی و خشنود از بابت دریافت سکه نقره بابت آن سنگ بی ارزش !!!

چندی بعد مرد کوه نشین راهی شهر شد و پس از عبور از چندین خیابان چشمش به جمعیتی افتاد که جلوی دکانی تجمع کرده بودند و مردی با صدای بلند فریاد می زد ، بیائید و بشتابید و با پرداخت؛ فقط ؛ دو سکه نقره زیباترین و شگفت آورترین تصویر دنیا را ببینید .

مرد کوه نشین ؛ دو سکه نقره داد و وارد دکان شد تا تصویر را تماشا کند و ناگهان .... سنگ نقشی را دید که خود ، آن را به یک سکه نقره فروخته بود .

برداشت و نکته اخلاقی از این داستان را به شما دوستان واگذار می کنم

/ 9 نظر / 8 بازدید
سحر

در تمام ترديدهاو شايدهايم بدان! تنها تويي که بايدي... تنها تو... حتي به خودت هم دل مبند مي رسد روزي که حتي نگاهت را نمي شناسي به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدي نگرفته ام حتي عشق را... سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي

محسن

سلام به دوست خوبم صفحه نخست بلاگت رو مطالعه کردم.. میدونم در این کار باسابقه ای و این کامنت رو صرفا تبلیغاتی قلمداد می کنی.. اما من همیشه بدنبال فرصتهای نو برای یافتن دوستانی از جنس خودم هستم.. شاد باشی و سبز چون بهار[گل]

AmirAli

شکست تنها فرصتی است برای شروع دوباره، اما این بار هوشمندانه تر... [گل]

محسن

سلام به سارای عزیز ممنون که تشریف آوردی.. بی نهایت سپاسگزارم. آپ جدید گذاشتی خبرم کن. اگر هم مایل بودی تبادل لینک انجام بدیم.. شاد باشی[گل]

مهدی حیدری

سلام سارا جان بعد از 4 ماه دوری باز برگشتم امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشی مشک من لبریز آب و آبروست

مهدی حیدری

سلام سارا جان دلم برایت خیلی خیلی تنگ شده است باورم نمیشه بازم دارم با شما صحبت می کنم

سحرخیز

سلام به سارای عزیز اميدوارم موفق باشي وبلاگت جالب[چشمک]

yasaman

salam sara jan webe jalebi dari moafagh bashi dastane jalebi bood[لبخند]

TATA

سلام وقتی مطلبت رو خوندم بغض گلوم وگرفت راست میگی آدما ارزش چیزی که دارن نمی دونن وقتی که از دستش می دن حسرتشو می خورن و هر چیم لذت بیشتر حسرت بیشتر این دنیا که ما توشیم دنیای کوچیکی نیست بلکه کوچیکی ما از کوچیکی عمرمونه آدما بعضی وقتا نمی دونن و چیزای باارزش و بی ارزش میدونن و فقط تظاهر به دونستن میکنن یه سری ها هم میدونن که وقتی میدونن تازه هیچی نمی دونن خلاصه وقتی فکر میکنیم یه چیزی قرار اتفاق بیفتاده اون اتفاق نمی افته و وقتی که فکر میکنیم میدونیم نمی دونیم به خاطر همین نخواسته یا خواسته بعضی وقتا زخمی رو دل کسایی بی دلیل میذاریم که سالها طول میکشه زخمشون التیام پیدا کنه حرفا زیادن ودل منم عینهو سکه درو سخته طاقت باز کردن زخمای قدیمی رو نداره ببای