چو زتو یافت نشانی....که کند نام و نشان را

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را /

تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را

 


نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم /

چو درین دور خرابم چه کنم دور زمانرا


ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی /

چو ز تو یافت نشانی که کند نام و نشانرا

مولانا

/ 33 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
salaml

شهامت میخواهد سرد باشی ، اما گرم لبخند بزنی . . .!!!

salaml

بغضم شكست با اشاره دريا به سادگي چشمان خيس، گشته هويدا به سادگي آخر بكرد كار خود و دامنم گرفت تقدير آشناي تو با ما به سادگي

salaml

زخدا می پرسم: عاشقی چیست مگر؟ دوسه روزی است که عاشق هستم دوستی در دل ماست ، عاشق وعشق کجاست؟ هاتفش می گوید: عشق بالندگی است عشق هم بندگی و زندگی است

salaml

خستگی ؛ همیشه به کوه کندن نیست خستگی گاهی همین آخرین جرعه های امید است وقتی لیوان تا به لبت می رسد از دستت می افتد خورد و خاکشیر می شود و تو می نشینی بر کف آشپزخانه و بغض های هزار ساله ات را می شکنی .. زآر زآر ..

salaml

بی تابم دلم یک تاب میخواهد و یک هل محکم که دلم هری بریزد پایین هرچه را در خودش تلنبار کرده !!

salaml

و به این پنجره خورشید طلوع خواهد کرد بوته خاطره آن یار گلی خواهد داد یک نفر باز تورا خواهد خواند و تو خواهی فهمید که به آغاز سفر نزدیکی

salaml

یادم میاد یه بار وقتی بچه بودم گریه کردم، برای اینکه کفشم پاره شده بود، اما بعد با خودم گفتم نه"مارکو"، گریه برای چی؟ تو ونیز با دو تا پای سالم و یه قایق هم میشه مسافرت کرد، اما بدون قایق نه ....... ( از سفرنامه مارکوپولو)

salaml

حرفهایی هست برای گفتن ، که اگر گوشی نبود که بشنود نمی گوییم حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند و گنجینه ی ماوراییه هر کس به حرفهایی است که برای نگفتن دارد

علیرضا

ممنون که سر زدی و ممنون از وبلاگت و جمع آوری مطالب زیبات [گل]