شاعر و فرشته

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند

.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.

 شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی

آسمان گرفت

 و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می

شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک

است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ.

/ 4 نظر / 8 بازدید
مهتاب

جالب بود لذت بردم

زادمهر مهرآفرین ( حسن توکلی رودسری )

بانام خداوند مهرآفرین... بر فردوسی بزرگ بی کران درود... به نام نامی مهر ایران بزرگ... با بزرگداشت ( احترام ) فرهنگ والای بی همتای ایران بزرگ پارسی ، درود... *****آفتاب فرهنگ و زبان ارزشمند و بی همتای پارسی برتارک اندیشه ی بیگانه... *****

سحر

هیچ بارانی نمی بارد ؛ مگر صفا دهد؛ هیچ گلی جوانه نمی زند ؛ مگر هدیه شود هیچ خاطره ای زنده نمی ماند ؛ مگر شیرین باشد ؛ هیچ لبخندی نیست ؛ مگر شادی بیاورد پس : بگذار باران شوق بر زندگیت ببارد ؛ تا روحت را صفا دهد گلهای عشق در دلت جوانه زند ؛ تا آنها را به دیگران هدیه کنی خاطراتت قشنگ باشند ؛ تا همواره به یادشان بیاوری لبخند بر لبانت نقش بندد ؛ تا شادی را بیفشانی و بهاری بیاید تا بدانی ؛ باز هم فرصت بودن هست ××××××××××××××××××× سلام مهربون..عیدتون مبارک باشه....با اولین آپ سال 88 بعد از یکماه به روز شدم ...مقدمت را مانند همیشه بر دیده منت ارج می نهم....روزت قشنگ و دلفریت منتظرتم

sun

سلام سال نو مبارک امیدوارم همیشه موفق باشید و پیروز خوشحال می شم که به وبلاک من یک سر بزنید اگر خوشتون امد تبادل لینک کنیم امیدوارم که اگر سر زدید این سر زدن تداوم داشته باشه http://sun1360.persianblog.ir/ به امید دیدار راستی شعر م می گم دوست ببیند و نظر بدید همه شعر های وبلاگ از خودم هست یعنی sun